به دستِ آنکه نوازش شدیم، تیغ افتاد

جملات زیبا و دلنشین

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه ی خاص تو با کسی...

درباره من
سلام
اینجا حرفها یا شعرایی که حالمو توصیف میکنه و چیزایی که ازشون درس میگیرم رو مینویسم و فقط برای آرامش خودم مینویسم و مطالب اینجا مخاطب خاصی نداره. . .
تا جایی که بتونم سعی می کنم منبع مطالبی رو که از خودم نیست رو درج بکنم
امیدوارم خوشتون بیاد
نويسنده :مهدی
تاريخ: یکشنبه پنجم دی ۱۴۰۰ ساعت: 9:45

برای سوخته دل، بستر و مزار یکیست
تمشکِ ترشِ لب و تُنگِ زهرمار یکیست

تفاوتی نکند اشک و بغض و هق هقِ ما
مسیرِ چشمه و سیلاب و آبشار یکیست

هنوز گُرده ی سهراب، سرخ مثل عقیق
هنوز رسمِ پدر سوزِ روزگار یکیست

هنوز طعنه به جان میخرد زلیخا و
هنوز بر درِ کنعان امیدوار یکیست

هزار بار دلم سوخت در غمی مبهم
دلیلِ سوختنش هر هزار بار یکیست

حرام باشد اگر بی وضو بغل گیرم
که قوسِ پیکره ی برنو و دوتار یکیست

شبی ترنج به بَر میکشد شبی حلاج
شکایت ازکه کنیم ای رفیق؟!دار یکیست

دو مصرع اند دو ابرو شکسته نستعلیق
میانِ هر غزلی بیتِ شاهکار یکیست

به دستِ آنکه نوازش شدیم، تیغ افتاد
دلیل خون جگریِ من و انار یکیست!

به دشنه کاریِ قلبم برس ادامه بده
خدای هر دوی ما انتهای کار، یکی‌ست

حامد عسکری